پرینت

از منظر نزاع تا منظر دفاع؛ مفاهیم و گونه‌های پیوند منظر با جنگ

نوشته شده توسط علی اسدپور on . Posted in Articles-UL

جنگ و نزاع بخش تاریک و تلخ تجربه بشری است که تلاش‌ها برای اجتناب از آن برخی مواقع غیرممکن بوده است. این نوشتار با نگرشی متنی به پدیده جنگ، منظر را از صرف قرارگاهی برای تحقق آن به‌مثابه محصولی برای درک واقعیت جنگ و انتقال تجارب و مفاهیم موجود در آن تلقی می‌کند. به‌این‌ترتیب، این نوشتار با مطالعه ادبیات موضوع حوزه منظر جنگ، با ایجاد تمایز میان دو مفهوم «جنگ» و «نزاع»، این فرضیه را مطرح می‌کند که در رابطه‌ای دیالکتیکی میان منظر و نزاع، در شرایط مختلف، گونه‌هایی از «منظر نزاع» تولید و بازتولید می‌شود که برخلاف دیگر دسته‌بندی‌های ا موجود، فرآیند محور بوده و به همین سبب تعریف‌پذیرتر و قابل ارزیابی‌تر است. با این رویکرد، رابطه منظر و نزاع طبقه‌بندی‌شده، دسته‌بندی جدیدی در حوزه رابطه منظر و جنگ ارائه و سه گونه منظر نزاع شامل «منظر نزاع پیشا-جنگ»، «منظر نزاع حین جنگ» (منظر جنگ یا منظر کارزار) و «منظر نزاع پسا-جنگ» معرفی می‌شود. دو نکته اساسی در این طبقه‌بندی یکی، مفهوم «ارزش منظر» در شناسایی و حفظ مناظر نزاع است که فهم آن نیازمند نگرش‌های متنی و میان‌رشته‌ای است و دیگری «قابلیت تغییرپذیری» این مناظر جهت تبدیل‌شدن از یکی به دیگری است که توجه به وضعیت نهایی منظر و پایش مستمر آن را طلب می‌نماید. درحالی‌که منظر نزاع پیش و حین جنگ با حذف عامل بیرونی نزاع، شکل اولیه خود را به دست می‌آورند و یا به عبارتی «تولید» می‌شوند، منظر نزاع پسا-جنگ با حذف آن عامل، خلق‌شده و به انحا و اشکال گوناگون ادبی، سینمایی، شهری، خاطرهای و مانند آن «بازتولید» می‌شود.

واژگان کلیدی: منظر نزاع؛ منظر دفاع؛ گونه شناسی؛ دفاع؛ جنگ


اسدپور، علی (1395)، «از منظر نزاع تا منظر دفاع؛ مفاهیم و گونه‌های پیوند منظر با جنگ»، فصلنامه منظر، شماره 34، صص 60-67.


 

پیوست ها:
دانلود این فایل (06.pdf)اصل مقاله[Download]2722 kB
پرینت

تحلیل تجارب جهانی دوره «مطالعات منظر» به مثابه گرایشی میان‌رشته‌ای برای نظام آموزش عالی کشور

نوشته شده توسط علی اسدپور on . Posted in Articles-UL

تحلیل تجارب جهانی دوره «مطالعات منظر» به مثابه گرایشی میان‌رشته‌ای

برای نظام آموزش عالی کشور

علی اسدپور1

1 دکتری معماری منظر از دانشگاه علم و صنعت ایران و مدیر گروه معماری داخلی دانشگاه هنر شیراز، شیراز، فارس،

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چکيده:

با گذشت حدود یک و نیم دهه از آموزش دانشگاهی معماری منظر در ایران لزوم بازنگری در سرفصل‌های آموزشی و یا تعریف دیگر گرایش‌ها در مقطع تحصیلات تکمیلی احساس گردیده و تلاش‌هایی نیز انجام شده است. پژوهش حاضر با درک این ضرورت به تحلیل تخصص جانی مطالعات منظر (Minor in landscape Studies) در دانشگاه‌های مطرح جهان می‌پردازد. این جستار با بهره‌گیری از راهبرد ترکیبی شامل موردپژوهی و تحلیل محتوا به شناخت و تحلیل محتوای آموزشی این دوره‌ها در رویکردی استنتاجی و نگاهی انتقادی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش حکایت از آن دارد که 24 دانشگاه در جهان دوره‌ای با این عنوان و دیگر عناوین مشابه ارائه می‌نمایند که به جز در 2 مورد تمامی دانشگاه‌های برگزار کننده در کشور آمریکا قرار دارند. این دوره به مثابه آموزشی تخصصی، ویژه دانشجویانی تعریف شده است که در دو سوم موارد در مقطع کارشناسی به تحصیل مشغول هستند. دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و در یک مورد دکتری، در اولویت دوم قرار دارند. در بیشتر موارد عنوان دوره، «مطالعات منظر» یا «مطالعات معماری منظر» نامیده شده و تحلیل اهدف و رسالت دپارتمان‌های برگزار کننده را می‌توان در سه مقوله، «فرهنگ و تاریخ»، «اکولوژی» و «محیط انسان ساخت»  خلاصه نمود. این امر به معنی حرکت از «پارادایم رشته محوری» در آموزش به سمت «پارادایم سیستم محوری» است. دپارتمان‌ها در بیشتر موارد تلفیقی از واحدهای «ضروری» و «انتخابی» را به عنوان برنامه آموزشی تعریف نموده‌اند. به لحاظ محتوایی، این دروس به ترتیب به موضوعات «تاریخ و مبانی نظری منظر (35%)، «کارگاه طراحی و ترسیم منظر (19.5%)» و «اکولوژی و گیاه‌شناسی (17%)» اختصاص داشتند و تفاوت معناداری میان دروس «مبانی نظری و تاریخ منظر» و «اکولوژی و گیاه‌شناسی» در مجموعه دروس ضروری وجود دارد که نشان می‌دهند این دوره‌ها با تأکید بر مبانی نظری- تاریخی منظر تعریف شده‌اند. با توجه به ظرفیت‌ها و امکانات موجود پیشنهاد می‌شود چنین دوره‌های در کشور در مقاطع مختلف راه‌اندازی و یا رشته‌ای تحت عنوان «مطالعات منظر ایران» در نظام آموزش عالی کشور با هدف تقویت بنیان‌های نظری منظر و بومی سازی مبانی آن تعریف شود.

واژگان کلیدی:تحصیلات تکمیلی، آموزش منظر، برنامه‌ریزی آموزشی، مطالعات منظر، مبانی نظری


Analyzing World's Experiences of the "Minor in Landscape Studies" as an Interdisciplinary Course for Iranian Higher Education System

Ali Asadpour1

1. PhD in Landscape Architecture from IUST, Head of Interior Architecture Department of Shiraz University of Art, Shiraz, Fars, IRAN. (Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید )

Abstract: After about one and a half decades of university education landscape architecture in Iran, revising educational topics or other defined trends in graduate school had been felt and some efforts have been done. Recognizing this need, the present study analyzes the Minor in Landscape Studies at the universities in the world's expertise. This article intends to use a combination of strategies including case studies and content analysis to identify and analyze the content of these programs with inductive approach and in a critical way. The findings suggest that 24 universities in the world offer training courses in this title or as well as other similar ones. All offering universities, except in 2 cases are in the United States of America. These courses as specialized training is defined in two thirds of cases for students which studying at the undergraduate level. Graduate students and in one case PhD candidates are in the second priority. Courses titles, in most cases, are called "Minor of Landscape Studies" or "landscape architecture studies Minor". Goals and mission of departments can be divided, summarized and analyzed into three categories, "Culture and History", "ecology" and "the built environment". This means moving from "discipline based paradigm" in education to "system-oriented paradigm". In most cases, departments combined "necessary" and "elections" credits as educational programs. In terms of content, in order of priority, credits in terms of "Landscape History and Theoretical Foundations (35%)", " Landscape Design Workshop and Drawing (19.5%)", and "Ecology and Botany (17%)"  were more common. In necessary credits, significant differences between the courses of "Theoretical Foundations of landscape and landscape history" and "ecology and botany" have been recognized which showing that these programs emphasis on and defined by the theoretical and historical basics of landscape. Due to the capacity of the existing facilities, it's proposed to be and suggested to set up courses at different levels in the Country or establish a discipline entitled "Studies of Iran's Landscape" in the higher education system with the aim of strengthening the basics of Iranian landscape and its theoretical foundations for preparing local landscape properties.

Keywords:Higher Education, Landscape Education, Education Planning, Landscape Studies, Landscape Theories


اسدپور، علی (1395).تحلیل تجارب جهانی دوره «مطالعات منظر» به مثابه گرایشی میان‌رشته‌ای برای نظام آموزش عالی کشور، دومین همایش ملی معماری منظر، 19 و 20 اردیبهشت ماه 95، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. 

پرینت

گونه‌شناسی مدل‌ها و بررسی تطبیقی روش‌های ثبت تصاویر ذهنی ‏ و نقشه‌های شناختی از محیط

نوشته شده توسط علی اسدپور on . Posted in Articles-UL

چکیده

تصاویر ذهنی و نقشه‌های شناختی ابزار دستیابی به بازنمایی درونی محیط دانسته می‌شود که تنوعی از روش‌ها و شیوه‌های استخراج را در چند دهه گذشته تجربه نموده است. همین تنوع است که بررسی تطبیقی شیوه‌های استخراج تصاویر ذهنی-شناختی را ضروری نموده و شناخت جامع آنها و بویژه نقاط ضعف و قوت آنها را مهم می‌نمایاند. در این پژوهش با استفاده از راهبرد ترکیبی شامل راهبرد کیفی و طبقه‌بندی، داده‌های حاصل شده مورد گونه‌شناسی قرار گرفته و در نهایت در راهبردی تفسیری با رویکردی استنتاجی تحلیل و ارزیابی شده‌اند. ادبیات مرتبط با موضوع مورد بررسی و تحلیلی انتقای قرار گرفته و تلاش گردیده جوانب موضوع به طور کامل ولی موجز مورد بررسی و اشاره قرار گیرد. فرضیه این پژوهش بر این پایه استوار است که می‌توان وجوه اشتراک و افتراقی میان روش‌ها استخراج و ثبت تصاویر ذهنی و نقشه‌های شناختی را به گونه‌ای طبقه‌بندی نمود که امکان ساخت مدل یا مدل‌های کلان نظری از آنها را ممکن ساخته و در نهایت راه را برای تبیین مدل جامع بازنمایی محیط فراهم آورند. این مدل برمبانی کاهش نقاط ضعف و تاکید بر نقاط قوت شکل خواهد گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که گونه‌های مختلف مفاهیم موجود در زمینه نقشه‌های­ ذهنی- ادراکی به دو دسته «بازنمایی توپولوژیک» و «بازنمایی ادراکی» قابل تقسیم هستند. همچنین روش‌شناسی اخذ تصاویر و نقشه‌های شناختی نیز در دو دسته «مدل‌های ترسیمی طراحی (زایشی)» و «مدل‌های بازشناسی-ارزیابی (غیر زایشی)» قابل تقسیم می‌باشند. تحلیل روش‌های مذکور در کل مدل جامع بازنمایی منظر و محیط شهری را به لحاظ روش‌شناسی حاصل ترکیب «نقشه‌های ذهنی» و «نقشه‌های مفهومی» معرفی می‌نماید و استخراج نقشه‌های شناختی در راستای دستیابی به «نقشه شناختی عام» از بازنمایی محیط را با آسیب‌هایی مواجه می‌داند؛ نخست «ضعف فرآیند ساده‌سازی» که به حذف کیفیّت ترسیمی عناصر و جزئیات آن‌ها منتهی شده است. و دیگری «ضعف سامانه گرافیکی» که محدود به عناصر پنج‌گانه لینچ تعریف شده‌اند. و سرانجام «عدم امکان مقایسه نتایج در روش‌های مختلف» بویژه روش‌های ارزیابی و ترسیمی که به سبب ماهیت و روش‌شناسی نمی‌توانند به موازات یکیدگر مورد استفاده باشند. لذا استفاده از ابزارهای فناوری جدید مانند شبکه‌های جهانی ارتباطی (اینترنت و رسانه‌ها) و نرم‌افزارهای رایانه‌ای و شبیه‌سازی و مانند آن در آینده‌ای نزدیک به عنوان ابزار اولیه و سپس به مثابه شیوه‌ای جدید شکل خواهند گرفت که امروزه نشانه‌هایی از آن در مطالعات ترجیح‌سنجی مردم قابل مشاهده است. با این حال مطالعات این پژوهش نشان می‌دهد که این ابزارها و روش‌ها هنوز در پژوهش‌ها مورد استفاده نمی‌باشند.

واژگان کلیدی: تصاویر ذهنی، نقشه‌های شناختی، منظر، محیط، روش‌شناسی، گونه‌شناسی


اسدپور، علی، فیضی، محسن، مظفر، فرهنگ، بهزادفر، مصطفی (1394)،  گونه‌شناسی مدل‌ها و بررسی تطبیقی روش‌های ثبت تصاویر ذهنی ‏ و نقشه‌های شناختی از محیط، فصلنامه علمی- پژوهشی باغ نظر، شماره 33، صص 13-22.


 

پیوست ها:
دانلود این فایل (BAGH99811434915000.pdf)اصل مقاله[دانلود]521 kB
پرینت

فرآیند بازآفرینی منظر میادین شهر تهران با هدف ارتقای تعاملات ‏ اجتماعی شهروندان

نوشته شده توسط علی اسدپور on . Posted in Articles-UL

چکیده

مهاجرت، تفاوت، جابجایی دایمی و رشد سریع جمعیت در تهران مانع از شکل­ گیری روابط اجتماعی در محلات آن شده است. این در حالی است که کنشهای متقابل اجتماعی می­ توانند به عنوان یکی از مولفه ­های سازنده سرمایه اجتماعی شهر نقش مهمی در بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی مداخله­ گر در مرمت شهری تلقی گردند. موضوع بازآفرینی شهری با توجه به ماهیت و استراتژی­های آن می­ تواند تنها پاسخ مناسب پیش­روی برنامه­ ریزان شهری در تهران معاصر باشد. در این میان بازآفرینی منظر میادین شهر تهران می­ تواند به عنوان یکی از مولفه­ های مهم در ارتقای میزان تعاملات اجتماعی رودرروی شهروندان دانسته شود. در این نوشتار از راهبرد کیفی در رویکردی استنتاجی استفاده شده و از مورد پژوهشی در بررسی 10 نمونه از میادین شهر بهره گرفته شده است. از آنجا که تعاملات اجتماعی دارای مولفه­ های زمانی مکانی هستند عوامل محیطی موثر در شکل­ گیری آنها مورد مداقه قرار گرفته و مولفه­ های عینی (طبیعی و کالبدی) و مولفه­ های ذهنی (خاطرات و روابط انسانی) منظر این نواحی مورد بررسی قرار گرفته­ اند. در نتیجه مجموعه­ ای از راهبردها و راهکاری اصلاح منظر این میادین شامل ساماندهی عناصر طبیعی و مبلمان شهری میادین، ساماندهی جریان پیاده و سواره، ایجاد و تقویت فعالیتهای انتخابی و در نهایت احیا و تداوم جریان خاطرات میادین پیشنهاد شده است. اصول بازآفرینی منظر میادین شهری حاصل از این پژوهش در قالب نموداری شامل تحلیل مولفه­ های طبیعی، انسان ساخت و انسانی می­ باشد که هر مولفه به تبیین راهبردهای طبیعی، انسان ساخت و اجتماعی با هدف ارتقای تعاملات اجتماعی منتهی می­ شود. ترکیب همزمان هر سه راهبرد، مجموعه اصول بازآفرینی هر میدان را متناسب با ویژگی­ های اجتماعی، کالبدی، تاریخی و طبیعی آن شکل خواهد داد.  

پرینت

بازشناسی نسبت های معماری و منظر براساس نظریه ادراک گشتالت

نوشته شده توسط علی اسدپور on . Posted in Articles-UL

چکیده

ادراک فرایند کسب اطلاعات از محیط است. نظریه گشتالت معتقد است نخست، کلیت یک موضوع درک می­ شود و سپس اجزاء تشکیل دهنده آن مورد شناخت قرار می­ گیرد. بر این اساس، اصول و قوانین بصری چنین ادراکی قابل تعریف خواهند بود. قوانین هشت گانه بصری گشتالت در هنر(زیاده­ نمایی، مجاورت، تشابه، بستگی، تجربه، سطح، تقارن و بسته­ بودن)، تصویر را شامل دو جزء شکل و زمینه می­ داند که مبتنی بر پیشاشناخت و سایر تجارب حسی قابل تحلیل هستند. این نوشتار نسبتهای چهارگانه معماری- منظر را مبتنی بر اصل شکل-زمینه  و بر اساس قوانین هشت گانه گشتالت مورد بررسی تحلیلی- گرافیکی قرار می­ دهد. نمونه­ های مورد بررسی، تک آثار معماری در مناظر طبیعی پیرامون خود هستند که تنها به عنوان مصداق مورد اشاره قرار گرفته و جهت تحلیل بهتر گرافیکی استفاده شده­ اند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می­ دهد که تحلیل اثر معماری (شکل) در منظر (پس زمینه) بر اساس قوانین گشتالت امکان­ پذیر بوده و دسته­ بندی­های پیشین در بررسی نسبت های معماری و منظر (شامل «معماری در ادغام با منظر»، «معماری در تضاد با منظر»، «معماری در تعامل با منظر» و «منظر به مثابه معماری») با قوانین بصری گشتالت مورد اثبات مجدد قرار می­ گیرند. همچنین رویکرد «منظر به مثابه معماری» به عنوان رویکرد در حال تکوین دنیای معاصر، نوع جدیدی از تعامل شکل-زمینه است که اولویت را به زمینه (منظر) داده و فرم معماری را حاصل خلق مناظر انسان­ ساخت می­ داند. این رویکرد برخلاف موارد دیگر بوسیله تمامی هشت اصل بصری گشتالت قابل تحلیل است. بنابراین واجد تمامی  اصول گشتالت می­ باشد. همچنین اصل تشابه در تحلیل تمامی رویکردهای معماری نسبت به منظر مورد استفاده بوده و اصول تقارن و تجربه نیز تنها در یک رویکرد (منظر به مثابه معماری) استفاده شده است.

 

واژگان کلید: معماری، منظر، زمینه، گشتالت، ادراک